February 10, 2004

نهایت احساس

دلتنگم.


Posted by nima at February 10, 2004 12:56 AM
Comments

منم همينطور.

Posted by: reza at March 22, 2004 04:29 PM

سلاممممممم...خوبي...اينجاخيلي نازشده...خيلييييييي...آسمون آبي آپديت شد.....:a::Q::Q::Q::Q::Q::t:

Posted by: setareh at February 13, 2004 08:31 PM

:g::g::g::x:

Posted by: حامد هادیان at February 12, 2004 02:27 PM

سلام.. نيما جون الهي من بميرم كه تو و مهران انقدر دلتنگ نباشيد.. بابا بيخيال دنيا تولي رو بچسب! دنيا دو روزه بيا خوش باشيم!

Posted by: حامد هادیان at February 12, 2004 02:23 PM

زندگی چیست؟عشق ورزیدن ،زندگی را به عشق بخشیدن ،زنده است آنکه عشق می ورزد،دل و جانش به عشق می ارزد.سلام،به به..حسابي اينجا رونق گرفته.البته من از دنيا بي خبرم و دير به دير ميام.ممنون كه به ياد كلبم هستيد.متاسفانه كنكور نسبت من رو با دوستان كرده پيارسال دوست،پارسال آشنا و امسال هيچي....14 فوريه هم مبارك.شاد و عاشق باشيد.:Q:

Posted by: del at February 12, 2004 12:42 PM

چرا عزيز . :f::o:مگه چي شده؟

ببخشيد دير به دير ميام . خيلي گرفتارم حتي فرصت آپ ديت هم ندارم . :j:

روزگار قريبيست نازنين.

Posted by: babak at February 11, 2004 09:53 PM

سلام....چي شده؟؟؟؟اميدوارم هرچه زودتربازخوشي بيادسراغتون......موفق باشيد:@::a::Q::Q:

Posted by: setareh at February 11, 2004 06:38 PM

اي واي دلم گرفت! بعد از مدتها اومدم ولي كاش نميومدم:b:

Posted by: daii at February 11, 2004 12:03 PM

يه خونه تو يه جنگل دور ... كنار آتيش ... يه وجود گرم ... گرم ... گرم و آروم ... يه شب ساكت ... نور ماه افتاده رو خونه ، ديگه نيازي به چراغ نيست ... خداي بزرگ! اون چشما تو تاريكيم برق مي زنند ....

Posted by: گلوريا at February 10, 2004 01:27 PM

عشقبازی را تحمل باید ای دل پای دار / گر ملالی بود بود و گر خطایی رفت رفت/// سلام نیما جان سلام می کنم به اون دلتنگی که هر چی داریم از اون داریم / ای کاش همیشه دلتنگ باشیم/حتی در لحظه پر شکوه دیدار/

Posted by: مهرداد at February 10, 2004 12:23 PM

وقتي كه تمام وجودت رو تنهايي پر كرده و روياهاتو اون دور دورا ميبيني..آدما رو از خودت جدا....دستات رو خسته ..نگاهاتم بي رمق.....دلتنگي تنها حسيه كه ميتونه آرومت كنه.

Posted by: نيما at February 10, 2004 10:56 AM

و عیدت مبارک...

Posted by: ستاره at February 10, 2004 02:52 AM

در ضمن نیما خان من میدونم اونقده خوب!! نیستم که تو به خاطرش ممنون باشی...

Posted by: ستاره at February 10, 2004 02:51 AM

از این به بعد گل رز قرمز برام سمبل تواه.... و از این به بعد هر وقت خواستم بیام خونه ت با هفت تا شاخه گل رز قرمز میام...... تا برسه به اون روز که عکس اون هفت تا گل رز رو توی چشمات ببینم......

Posted by: ستاره at February 10, 2004 02:47 AM

:Q::Q::Q::Q::Q::Q::Q:

Posted by: ستاره at February 10, 2004 02:38 AM

:_:

Posted by: ساره at February 10, 2004 01:44 AM

سلام نيماي من.منم امشب دلتنگ بودم كاش بهم ميگفتي تو هم دلتنگي تا باهم بيشتر حرف ميزديم.امشب ازون شبايي كه ميشه تا صبحش گريه كرد.نميدونم ولي دلم گرفته از زندگي.از غم.از تنهايي......دلم ميخواد گريه كنم براي قتل عام عشق:b::q:

Posted by: ساره at February 10, 2004 01:43 AM
Post a comment









Remember personal info?






Email this entry to:


Your email address:


Message (optional):